يك ايراني
ﻓﻘﻂ ﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﻪ ﻛﻪ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ
ﻳﻪ ﺩﻝ ﺳﻴﺮ ﻏﻴﺒﺖ ﻣﻴﻜﻨﻪ
ﻭ ﺣﺮﻑ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﺭﻩ
ﺍﺧﺮﺷﻢ ﻣﻴﮕﻪ
ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭼﻪ،ﻣﺎ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﻛﺎﺭﻱ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ
ﻫﺮﻛﻲ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺯﻧﺪﮔﻲﻣﯿﮑﻨﻪ!
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 21 توسط مهدي
|
ﻓﻘﻂ ﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﻪ ﻛﻪ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ
ﻳﻪ ﺩﻝ ﺳﻴﺮ ﻏﻴﺒﺖ ﻣﻴﻜﻨﻪ
ﻭ ﺣﺮﻑ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﺭﻩ
ﺍﺧﺮﺷﻢ ﻣﻴﮕﻪ
ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭼﻪ،ﻣﺎ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﻛﺎﺭﻱ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ
ﻫﺮﻛﻲ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺯﻧﺪﮔﻲﻣﯿﮑﻨﻪ!
مینی بوس پر از مسافر به سوی مقصد در حرکت بود که مردی
رومی بینن که تلو تلو می خورده و منتظر تاکسی بوده. فکر می کنن
حالش بده، توقف می کنند و مرد بی چاره رو سوار می کنند. همین که
راه می افتند، مرد ديوانه به دور و برش نگاهی می کنه و می گه:
عقبی ها بی شرفن، جلویی ها بی شعورن، سمت راستی ها خرن
و سمت چپی ها گاون ! راننده مینی بوس شاکی می شه و چنان
می کوبه روی ترمز که همه ی مسافرها روی همدیگه می افتند!
راننده میاد مرد ديوانه رو از زیر دست و پای مسافرها می کشه بیرون
و می گه: مردک ! اگر جرات داری یک بار دیگه بگو کی خر و گاو و
بی شعوره! مرد ديوانه با کمال خونسردی می گه:
من از کجا بدونم؟ با اون ترمزی که تو کردی همه قاطی شدند!